بنام خدا

 

بنادر دوره های ایلامی (بخش دوم)- Elamite ports - section II

تدوین : میلاد شولی (محقق آزاد در زمینه تاریخ وباستان شناسی دریایی  )

Editor: Milad Shooli- INDEPENDENT Researcher in Maritime History & Archaeology


شوش (Susa):

در این مقاله تمام متون بین النهرینی در عصر مورد مطالعه در (Śuśina) که همواره در کنار شوشان (Śuśin) شوش ذکر شده است (Edzard & Farber & Sollberger 1977: 154‐155/ Vallat 1980:4) اختلاف این دو واژه که یکی نشان دهنده شهر و دیگری نام ایالت بوده ممکن است در دیگر شهرها و ایالت ها هم رخ داده باشد. به نظر می رسد شوش در آغاز چهار هزار سال پیش به تصرف ایلامیهای سیماشکی درآمده و ادبیات ایلامی در شوش از میانه این هزاره کاملاً رایج شده بوده است (Vallat 1995:1024). در دوره ایلام نو هنگامیکه بعضی از ایلامی تبارها از شرق به شوش وارد شدند نام خوزستان به ایلام تبدیل می گردد (والا 1376:190) در متون کتبی ارتباط شوش و بین النهرین از طریق دریا و به وسیله کشتیهای شوشی که به نظر می آید مهمترین وظیفه آن ان حمل و نقل بار بوده است ذکر شده است (Salonen 1938:35) از کالاهای صادراتی شوش به بین النهرین روغن و پشم نام برده شده است (Vallat 1995: 1025) از این رو که شوش باستان با قسمتی از خوزستان امروزی همخوانی داشته در جستجوی بندری دیگر در این ناحیه جغرافیایی باید بود. ریشه اسامی خاص اهالی شوش نیز ایلامی است.

شریخوم (Sherkhum):

شریخوم (Ši‐rĭ‐hu‐um ki) را در کتیبه های شاهان آکدی می یابیم که شاه آکدی شهر انشان و شریخوم را فتح و با کشتی به مکان دیگری لشکر کشی نموده است (Gelb&Kienast 1990:76). بندر شریخوم براساس متن کتیبه که بعد از لشکر کشی به انشان مورد تهاجم قرار گرفته است، می بایستی در مجاورت ایالت انشان بوده باشد. از

این رو اگر مکانیابی آن ایالت در لارستان مورد نظر باشد ، بندر آن نیز در حاشیه شمالی خلیج فارس باید جستجو گردد. (Hinz & Koch 1987:1152)

 

 

لیان (Liyan):

در پی کاوش باستانشناسی، ویرانه هایی از یک بندر ایلامی در محلی به نام ری شهر در نزدیکی بوشهر به دست آمده که خوشبختانه در بین دادهها کتیبه های نیز کشف و ترجمه شده است (König /Hinz & Koch 1987:834 1931:9) این شهر احتمالاً لیان ایلامی است و به نظر می رسد تا سه هزار و پانصد سال پیش تحت سیطره ایلامی ها و یک شهر وابسته به انشان و نه خوزستان بوده است. نام آن نیز ریشه ایلامی دارد و واژه NIM نیز جلوی نام این شهر قرار گرفته است. به نظر میرسد در این شهر الهه (ki‐ri‐ri‐ša) و خدای ناپیریشا مورد پرستش قرار می گرفته است. براساس متون اور III لیان را در اواخر پنج هزار سال پیش و در چهار هزار سال پیش بوشهر پیشنهاد داده اند و احتمال داده شده که انشان از طریق این بندر راه مستقیمی به بین النهرین داشته است (Steinkeller 1982:252) سفالهای به دست آمده از این منطقه نیز شبیه سفالهای دوره کفتاری فارس بوده و تاریخ حدود ما بین

2200 تا 1650 قبل از میلاد را نیز نشان می دهد. (Pezard 1914)


مگان، ملوها و دیلمون (Magan, Meluhha, Dilmun):

مگان (m΄a‐gan ki) یا مکان (m΄a‐kan ki) ملوها (me‐luh‐ha ki) و دیلمون (dilmun) یا تیلمون (tilmun) نام سه ایالتی هستند که بارها از دوره اوروک جدید و به بعد در متون بین النهرینی مشاهده می گرد د. در این متون از کشتی های مگانی، ملوهایی و دیلمونی که به بین النهرین و برعکس کالاهای مختلف حمل و نقل می کرده اند، ثبت شده است. مگان بایستی در استان هرمزگان امروزی در انتهای خلیج فارس و به صورت روشن تر در حاشیه شمالی تنگه هرمز مکانیابی نمود. ملوها در سرزمین هند و پاکستان و دیلمون هم در جنوب خلیج فارس یعنی کشور امروزی بحرین پیشنهاد شده است. (Pots 1994:34‐36/ Gelb & Kienast 1990: 166) (Heimpel 1987:37).

 

مارهاشی:

مارهاشی (mar‐ha‐ši ki) یک نام ایلامی است و پیش از نام آن در متون بین النهرین NIM آمده است. نام مارهاشی و یا به زبان آکدی قدیم پارهاشوم به عنوان یکی از ایالتهای ایلام در کتیبه های آکدی و بابلی قدیم آمده است. مکان این شهر را غالب پژوهشگران در شرق و جنوب ایران مکان یابی نموده اند. (Westenholz 1999:91). نام این شهر را در متون کهن مربوط به پنج هزار سال پیش و اوایل چهار هزار سال پیش میتوان مشاهده نمود که با شهرهای باستانی مگن و ملوها در تماس تجاری بوده است (Steinkeller 1982:247-9) و از آنجا حیوان، گیاه، سنگ صابون صادر میشده است (Frayne 1994:72) نام این سنگ نیز در بین النهرین Duhšia می گفتند که به احتمال زیاد یک واژه ایلامی است. اشتاین کلر یکی از مکانهای یحیی و شهداد را مارهاشی پذیرفته است و با تک کتیبه روی یک کوزه در شهداد عنوان می نماید که زبان ساکنان شهداد، ایلامی است (Steinkeller 1989:381) و بعد از حفریات اخیر در کنار صندل(جیرفت) را به عنوان مارهاشی پذیرفته است.کارلوفسکی نیز شهداد را مارهاشی معرفی کرده است (Lamberg-Karlovsky 2001: 278‐9) والا آن را دربلوچستان مکانیابی نموده است (والا 1376:193) زادوک آن را در شمال غرب ایران در نزدیکی مرز ایران و عراق پذیرفته (Zadok 1991:225) و پوتس نیز جیرفت را مارهاشی میداند (Potts 2005:225) همچنین اسناد ازدواج نیز به دست آمده که نشان می دهد در زمان شاکالی شاری خود یا پسرش در مارهاشی ازدواج نموده اند (Westenholz 1987: nos 133&154) و دختر "شولگی" نیز در مارهاشی ملکه بوده است.(Sallaberger 1999:160) این ازدواج های سیاسی نقطه عطفی در روابط مارهاشی و بین النهرین است هدایای حیوانی نیز برای شاهان از قبیل گاو و گوسفند فرستاده میشد. (Sollberger 1956:18-19) در مجموع به نظر می رسد بعد از نارامسین جنگ و نزاعی بین مارهاشی و بین النهرین وجود نداشته است و بین دو دولت سفرایی رد و بدل شده است. ریموش در نوشته هایش عنوان می کند که اشیایی از عاج محصول مارهاشی است (Gelb& Kienast 1990). با این نظر که محصولات مارهاشی شامل عقیق که کارگاه تولید آن در شهداد به دست آمده و همچنین عاج که احتمالاً از پاکستان وارد نموده اند و فراوانی معادن سنگ صابون(کلرایت و استاتیت) در کرمان(شهداد، کنار صندل) که یکی از محصولات صادراتی مارهاشی در کنار سنگ (Steinkeller 1982:250) احتمالاً قلمرو آن از شرق فارس (انشان) آغاز و تا بلوچستان امتداد داشته است.

**نقشه بالا  محل احتمالی بنادر را نشان می دهد.

برگرفته از مقاله کنکاشی بر نقش و موقعیت ایالت های آغاز ایلامی و ایلامی بر تجارت آبی خلیج فارس (دکتر مرتضی حصاری ، احمد علی یاری ، دکتر فرشید ایروانی قدیم)

اطلاعات بیشتر : www.persiangulf-co.ir


         برای دانلود فایل پی دی اف این پیپر اینجا کلیک کنید